صفحه کنونی
اشتراک گذاری/چاپ خبر

Print this pageEmail this to someoneShare on FacebookTweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedIn
بازگشت به صفحه نخست | چهارشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۵ | ۸:۲۶ ب.ظ
0

ما برنامه ای برای مهاجرت به شهر اردبیل نداشته ایم و این باعث آسیب های متعددی شده است

وراوی :

اکثر مردم اردبیل در بخش‌های دولتی، خدماتی و کشاورزی فعال هستند و تنها ده درصد مردم متکی به کشاورزی( صنایع تبدیلی) متکی است . اقتصاد شهری، مقوله ای است فراموش شده که عواملی چون شهرداری، محیط زیست، صنایع و … که باید خلق شود در حالی که به امان خدا مانده و سازمان امور مالیاتی و دارایی تنها متولی یک طرفه اقتصاد در این استان است . سازمان مدیریت و برنامه ریزی که هنوز از خواب زمستانی خود بیدار نشده و به زندگی و اقتصاد شهری به عنوان مقوله بررسی‌های علمی نپرداخته است.
دکتر بهنام آزادی، اقتصاد دان و استادیار گروه مدیریت دانشگاه آزاداسلامی اردبیل در گفتگو با خبرنگار ایسنا منطقه اردبیل با اشاره به یافته‌های مطالعاتی در مورد اقتصاد شهر اردبیل تصریح کرد: هنوز در قالب برنامه‌ای مطالعاتی به اقتصاد شهری اردبیل پرداخته نشده بطوریکه که آمار درستی در سطح شهرستان وجود ندارد بطوریکه که در شهری مانند اردبیل آمارهای اقتصادی جامع و کاملی منتشر نمی شود.

وی اضافه کرد: شاید به طور مصداقی و در قالب پایان نامه‌های دانشگاهی مطالعاتی شده ولی هر سال مطالعه‌ای منظم به عمل نیامده است. در سازمان مدیریت و برنامه ریزی هم مطالعات منظمی و مستمری در مورد اقتصاد شهر اردبیل وجود ندارد. در نهایت فقط بر اساس استنباط کارشناسی و مطالعات متفرقه می توان در مورد اردبیل بحث کرد.

وی با اشاره به تاثیر مهاجرت و ازدیاد جمعیت در کالبد شهری اردبیل و تاثیر آن بر اقتصاد شهر اردبیل یادآور شد: شهرستان اردبیل جمعیتی در هم تنیده از مردم استان داشته و ۴۷حدود درصد آن را به خود اختصاص داده است. سرعین و اردبیل و نیر را نمی توان از هم جدا کرد و کارکردهای جغرافیای شان تقریباً با هم است. اما خود شهر اردبیل بخاطر مرکز استان بودن کارکرد ویژه دارد و زمانی هم که مرکز استان نبود، جاذبۀ مهاجرپذیر شدن را داشت. از مغان و خلخال، مشگین شهر به اینجا مهاجر می‌آمد. اما با مرکز استان شدن این قضیه شتاب بیشتری گرفته است.

وی اضافه کرد: اگرچه قبل از استان شدن هم جاذب جمعیت وجود داشت این مهاجرت معایب و محاسنی برای شهر دارد با ورود افراد جدید به شهر در روند شهرنشینی بیماری ایجاد می شود، چون آن ها اغلب به دلیل فقرشان به این شهر می آیند؛ ولی نکته مثبتش این است که تعدادی پر در آمد هم در این جریان وارد شهر شده و به طور سالانه سرمایه‌هایی چشمگیری هم به شهر تزریق شده . یعنی می‌توان گفت زشت و زیبا از نظر اقتصادی با هم آمده‌اند و در مهاجرت مثبت و منفی با هم هستند.

وی بیان کرد: بیشترین رشد جمعیت در منطقه پارس آباد دیده می شود که ۱۱ درصد بوده این درحالی است که دراردبیل رشد جمعیت تاکنون حدود سه درصد بوده است. مهاجرت در همه شهرهای استان رشد چشمگیری داشته ولی در سطح استان مرکز استان مشهودتر است این درحالی است که . نرخ رشد شهری در پارس آباد و جعفرآباد بیشتر از اردبیل است.

آزادی با اشاره به وضعیت نسبی جمعیت استان در سطح شهر و روستا گفت: در حال حاضر فقط کمتر از ۳۰ درصد از مردم استان در روستاها زندگی و بقیه در شهرها ساکن هستند، حتی در برخی نقاط روستایی شهرستان‌های ما ریزش جمعیت داشته و رشد جمعیت منفی دارند.

استاد دانشگاه‌های اردبیل با اشاره به سوالی که آیا اقتصاد شهر اردبیل فقط از مهاجرت منطقه متأثر است یا نه ، خاطرنشان کرد: اقتصاد شهری از روابط اقتصادی هم متأثر است و دامنه مشکلات را باید بیش از این قضیه دید. به عنوان مثال وقتی در مغان یا خلخال خشکسالی یا یکی از بلایای طبیعی اتفاق می افتد بازار اردبیل وضعیت بدی پیدا می کند، چرا که اقتصاد شهر اردبیل به نحو اساسی با اقتصاد مغان و شهرستان‌های اطراف پیوند دارد. بسیاری از متمولین منطقه هم در اردبیل و هم در شهرستان خودشان محل سکونت دارند و اگر درآمد بیشتری داشته باشند، در اردبیل وارد چرخه می شود بطوریکه در رکود و رونق شهر تاثیر گذار خواهد بود.

به گفته وی در خصوص شهری مانند سرعین باید مطالعه‌ای صورت گیرد تا ماندگاری درآمد آن در استان مشخص شود. چرا که اکثر فعالان اقتصادی این شهر در تهران ساکن‌اند که درآمد اضافی آن هم به تهران بر خواهد گشت در حالی که عمده‌ی درآمد مغان در منطقه خرج شده و به اقتصاد استان کمک می کند.

آزادی عمده اقتصاد و درآمدهای مردم اردبیل متکی به مزد بگیری دانست و گفت: بیشتر مردم این شهر عموما مستخدم بوده و کارمند هستند بطوریکه که اگر استخدام دولتی در این شهر وجود نداشت شاید نرخ بیکاری بیشتر از امروز خود را نشان می داد. روستاییان اردبیل نیازمند مطالعات کسترده اقتصادی هستند.

وی اضافه کرد: بخش دیگری از مردم هم به کارهای خدماتی مشغول بوده، در صادرات و گردشگری فصلی می‌توانند درآمدی برای خود دست و پا کنند؛ بخشی هم به درآمدهای مناطق روستایی بر می‌گردد و بطوریکه که می توان آنها را در قالب دولت، کشاورزی و خدمات دسته بندی کرد.

آزادی بیان کرد: با اندک مطالعه ای می توان دریافت که واژه صنعت در ردیف های پایین در آمدی این استان قرار دارد و شاید کمتر از ده درصد از درآمدهای این منطقه از بخش صنعت عاید می شود و اقتصاد معدن هم در اینجا خیلی ضعیف است، البته خدمات می تواند درمانی، بازرگانی و گردشگری را شامل باشد.

وی با یادآوری اینکه ۴۰ درصد از در آمدهای مردم این استان بروی کشاورزی متمرکز است، یادآور شد: برخی از تولیدات ماهم بروری کالاهای کشاورزی و ساختمانی بوده چون بهره ای از حوزه صنعت نبرده ایم.

این استاد دانشگاه در پاسخ به سوالی که آیا اردبیل قشلاق یا بازارچه‌های محلی شهرها و روستاهای استان تبدیل شده است یا نه؟ گفت: با وجود کوچ روستائیان به شهر اما زراعت آنها هنوز پابرجا هست و بروی زمینهای خود کار می‌کنند چون در آمد دیگری جز آن نمی توانند برای خود تعریف کنند. و در آمد روستایی از لحاظ نیاز مادی آنها را کفاف نمی کند. بهمین دلیل روستاییان اردبیل نیازمند مطالعات گسترده اقتصادی هستند.

آزادی در پاسخ به این سوال که آیا زمینهای کشاورزی در غیاب صنعت و خدمات موفق می توانند درآمد این جمعیت را تأمین کنند یا نه؟، افزود: نسبت به سالهای گذشته در آمدهای مردم بالا رفته زمانی تنها در آمدها متکی به در آمد نفتی بود در حالی که امروز خدمات آموزشی و… نیز جایگاه برای خود پیدا کرده اما نکته‌ای که قابل تامل است این است فقیر، فقیر است چه در شهر بمانند و چه در روستا. اگر درآمد روستایی کفاف خود و زندگیش را می کرد نیازی به کوچ برای شهر نداشت تا باعث ایجاد و گسترش حاشیه نشینی هم شود. کفاف می کرد،

این استاد دانشگاه با اشاره به دلائل اقتصادی بیکاری و حاشیه نشینی و مسئله اصلی مهاجرت اشاره کرد وگفت: به روستائی‌ها باید برای مهاجرت حق بدهیم . چرا که در کل دنیای معاصر پروسه بزرگ شدن شهر وجود داشته است. به عنوان مثال اگر بنده با این وضعیت در روستا با کمترین امکانات و زمین اندک زندگی می کردم سهمم فقط دو هکتار آبی زمین می شد، در حالی که اگر جمعیت کمتر بود، ۱۵ هکتار زمین داشتم، آن موقع می توان گفت وضع اقتصادی روستایی خیلی بهتر می شد. این که نتوانسته ایم به مهاجران جای داده و برایشان فرصت شغلی ایجاد کنیم، ناشی از قصور برنامه ریزی است.

حرف‌های عامیانه‌ای هم زده شده است که راه کشیدن به روستاها موجب مهاجرت روستائیان به شهر شده است، نمی توان یک روستایی را متهم کرد که چرا به شهر آمده است! وی در مورد علت آمدن روستائیان به شهر گفت: ؟ می توان به صورت استفهامی پرسید که چرا از درآمد نفت درشهرها ، یارانه آب و هواپیما و هزینه تاکسی و نان پرداخت می شود، ولی به روستایی یارانه ناچیز باید پرداخت شود؟ بهترین بیمارستان‌ها در شهر‌ها احداث می‌شوند ولی نوبت روستا که می رسد می گوئیم دکتر نمی آید، لذا آن‌ها حق دارند به همین دلائل به شهر مهاجرت کنند.. اما از این نظر که بدون هماهنگی به شهر بیایند مشکلاتی به وجود می آید.، مهم این است که باید فرصت‌های شغلی و مسکن و دیگر امکانات اولیه برای مهاجرین باید در شهر خلق می شد که این عمل انجام نشده است.

پس حقیقت این است که مهاجرت در تحولات جاری امری گریز ناپذیر است، اما این تحول را جدی نگرفته‌ایم؟
ما نتوانسته ایم مهاجرت از روستا به شهر را مدیریت کنیم در نتیجه آن‌ها اغلب به سرعت جاهایی از مناطق ارزان در اطراف شهر را به صورت شهر درآورده، با سلیقۀ ساده و توان مالی کمشان خانه‌هایی در قواره کوچک و خیابانهایی به شکل کوچه‌های شش متری و چهارمتری ساختند. در حالی که ما آن‌ها را به رسمیت نمی‌شناختیم، برای خودشان به صورت توافقی اندازه کوچه را تعیین می کردند. ما در این سالها، نه آن‌ها را انکار کرده ایم و نه تأئید و چون در روستا در آمد مکفی و امکانات قابل قبول نداشته‌اند و مهارت‌های شهری را هم خوب بلد نبوده‌اند در نهایت به کارگرهای فصلی ساختمانی وگاها دستفروشان خیابانی تبدیل شدند. اگرچه به مرور زمان به برخی از مهار‌‌های مورد نیاز شهر دست یافته‌اند .

آیا عمده شان همینگونه هستند؟
ساده شروع می کنند و یواش یواش “اوستا کار” می شوند و البته یک نسل یا حداقل ده سال طول می‌کشد تا به آن حد برسند. مدت ها به کارهای ساده ای می‌پردازند در حالی که می توانستیم با آمادگی و سرمایه گذاری مناسب برایشان شغل و مهارت ایجاد کنیم. این‌ها به مسئولین شهر و استان و مدیران عالی کشور‌بر می‌گردد که باید برای مهاجران شغل و فضای مناسب ایجاد کنند که این امر هم فضای مناسبی برای سرمایه گذاری و کسب و کار می خواهد که مورد اخیر به کلیت کشور و سیاستهای آن بر می گردد که چگونه بتوانیم سرمایه جذب کنیم.

به گفته آزادی اگر سرمایه‌های استان در اینجا می ماند و هم می توانستیم به جذب سرمایه گذار داخلی و خارجی پرداخت کنیم وضعیت استان بهتر می شد. امروز اغلب مردم از تولید فراری هستند و به بخش خدمات روی آورده اند و این علت باعث می شود که ایجاد شغل به معنای واقعی در استان اتفاق نیفتد.

عده ای از جمعیت شهری هم هستند که تحصیل کرده اند ولی بیکار آن ها هم وضعیت اقتصادی خوبی ندارند و خودشان یک بحران دیگرند، برای آن ها باید چه می کردیم؟
در سالهای اخیر قرار شده بود سالی یک میلیون نفری که در سن کار قرار داشتند، وارد بازار کار شوند. از این طرف باید به همان اندازه شغل ایجاد می‌کردیم که نتوانسته‌ایم و این گره در کل کشور هست و شهر اردبیل هم جزئی از این مشکل کل کشور را در خود دارد. به اندازه یک میلیون نفر وارد بازار کار می شوند ولی چون شغل به آن اندازه نیست هر فرد مجبور است به تناسب امکانات و استعدادهای خویش کاری دست و پا کند مثلا یکی مجبور است هندوانه بفروشند، دیگری نقاشی ساختمان انجام داده و سومی مغازه باز می کند و … به علاوه، آموزش عالی خانم‌ها هم در خلال این سالها رشد کرده و وارد بازار کار شده‌اند. در سال‌های اخیر، حرکتی کاملاً مقدس و موجه برای ادامه تحصیل صورت گرفته که این خوب است که همه می خواهند برای کار کردن مهارت و فوت و فن یاد بگیرند. البته چون سابقه ذهنی هم این بود که صاحبان مدارک بالاتر می توانند سریعتر استخدام شوند، همه آمدند لیسانس گرفتند، بعد دوره ارشد پیش آمد و رفتند که با تحصیلات بالاتر وارد بازار کار شوند.

-اول بحث ما این بود که بسیاری از روستاهای اطراف به اردبیل آمدند و برای حضورشان در جامعه سرمایه گذاری صورت نگرفت تا کارشان سودآور باشد. به نظر شما این جا هم که مهاجرت به سوی منزلت‌های بالای شغلی و استخدام سریعتر صورت گرفته، باز حاشیه نشینی پیش آمده است؟

یعنی بسیاری از فارغ التحصیل‌های جدید نتوانستند وارد بازار شده و کنار رفته اند؟ چون از طرف دیگر که باید برنامه ریزی می‌کردیم، بازار کار مناسب را ایجاد نکرده‌ایم. آمار نشان می دهد که در سالهای منتهی به قبل از انقلاب نرخ بیکاری در میان فارغ التخصیلان دانشگاهی حدود۳ درصد بود، یعنی این‌ها در بازار کار جذب می شدند، ولی در استان ما این نرخ اخیراً حدود۲۸ درصد محاسبه شده که خیلی زیاد است وضعیت کشوری هم بهتر ازاستان نیست. این رقم بیش از دو برابر میانگین نرخ بیکاری است. تمام جوانانی که رشید شده‌اند و انتظار داریم ازدواج کنند، نمی توانند پس از ورود به بازار کار شغلی متناسب با تحصیلات واستعداد خود پیداکنند. برخی شغل کاذب پیدا می کنند و به تناسب تخصص برایشان کار پیدا نمی شود. این هم تقصیر فارغ التحصیل و دانشگاه نیست. چرا که بین تعداد متقاضیان شغل و شغلهای ایجاد شده تناسب وجود نداشته است. تعداد شغلهای ایجاد شده در برابر متقاضیان زیاد کار خیلی کم به نظر می‌رسد.

پس یعنی برنامه ریزی برای کار نداشته ایم؛ چه حاشیه نشین بی سواد و چه تحصیل کرده خلاق!

اغلب بر می‌گردد به سرمایه گذاری که رشد اقتصادی می آورد و تولید را افزایش می دهد، هم برای تولید و هم برای شغل باید سرمایه گذاری افزایش یابد این هم بر می‌گردد به این که آیا پس انداز ما کم است؟ آمارها این را تأئید نمی کنند، پس اندازهای ایران حدود ۲۸ درصد هستند، پس انداز داریم اما مسئله این است که پس اندازه‌ها به سمت تولید نمی روند و به سمت خرید فروش زمین و یا خرید و فروش طلا و… می رود، چون معمولاً جامعه باتورم مواجه است و فقط به این فکر می کنیم که قدرت خرید خود را را اضافه کنیم و یا لااقل از دست ندهیم لذا طلا می خریم چون همیشه ارزشش بالا می‌رود یا تمایل به خرید دلار و زمین و امثال آن داریم .

-مردم خود به خود برای اشتهای مناسب در جهت تورم سوق می یابند؟ در جهت حفظ قدرت خرید و بلکه منفعت بردن از تورم، چون تورم مستدام بوده این ذهنیت برای ما نهادینه شده است. آیا با وجود این همه نقد از تورم مردم خود را با این وضعیت تطبیق داده و حتی سودجویی می کنند؟

فضای اقتصادی مردم را به این سمت می برد که چنین تصمیم هایی بگیرند. پس تصمیم مردم را نباید مقصر بدانیم که به سود آنی می پردازند آنها با خود فکر می کنند و می گویند “چطور قدرت خریدم را نگه دارم تا بلکه برای فرزندانم کاری بکنم” و از بس دیده‌اند که خریدن زمین و ملک و طلا و دلار و آپارتمان و … سودآور است به همین مقوله می پردازند، مردم مقایسه می کنند به اینصورت که از نظر تجربی و در گذشته آیا کسانی که سهام خریده‌اند وضع شان بهتر است یا کسانی که زمین خریده اند؟ برخی سرمایه گذاران ورشکست می شوند و یا برخی کارخانه‌هایمان زیر ظرفیت کار می کنند و برخی تعطیل هستند. خوب این‌ها را مردم می بینند و درمورد هزینه کرد پس اندازهایشان تصمیم گیری می‌کنند .

یعنی الان سهام ریسک است؟
بله قیمت سهام می تواند سقوط کند و در کلیت این جور است چون تولید ما آسیب دیده و حمایت مناسبی نداشته‌ایم و بانک‌ها به دلایل متعددی با کمبود منابع مواجه هستند. افت سهام و کسادی بازار و مناسب نبودن فضای اقتصادی و ریسک پذیری بالای فضای تولیدی را نشان می دهد و مردم هم اغلب می روند سراغ کارهای غیر مولد که اقتصادش هم الزاماً برای ایجاد شغل چندان مفید نیست. جالب این است که در مقایسه درآمد استان با کشور، میانگین درآمد هر فرد استان اردبیل تقریباً نصف درآمد کشوری است البته به حساب تولید. تولید سرانه استان اردبیل تقریباً نصف تولید سرانه کشور است و وضعیت سرانه اقتصادی ما در مقایسه با کشور پایین است و مهاجر فرستی اردبیل به جاهای دیگر را توجیه می کند.

یعنی می توان گفت ما به درد صنعت نمی خوریم و بلد نیستیم تولید کنیم؟

شاید این را نشان می دهد که سرمایه گذاری کمی صورت گرفته، هم در بخش سرمایه گذاری دولتی و هم سرمایه گذاری خصوصی. یعنی به صورت فردی سازنده و خلاق هستیم و به صورت گروهی کارکرد و هماهنگی لازم را نداریم. ما نمی توانیم شهروند استان اردبیل را شهروند تنبل کشور بشناسیم، همین آدمها وقتی خود می خواهند به تنهایی کار کنند، اهل ریسک و تولید و تلاش‌اند مثلاً برخی در میدان تره بار تهران در ساعت سه نصف شب خرید و فروش می‌کنند یا در پشت تریلی سه روز و شب در طول جاده‌ها می نشیند پس اهل تولید و تلاش‌اند و گاه توانسته اند حتی با کارهای سخت و طولانی شرایط خود را ارتقا دهند.

اشتراک گذاری/چاپ خبر

Print this pageEmail this to someoneShare on FacebookTweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedIn
دیدگاه ها

    دیدگاه شما درباره این خبر

    3 × 5 =