صفحه کنونی
اشتراک گذاری/چاپ خبر

Print this pageEmail this to someoneShare on FacebookTweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedIn
بازگشت به صفحه نخست | سه شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۶ | ۴:۵۵ ب.ظ
0

بیشتر مواقع در کشورهای جهان سومی، به دلیل فقر مطالعاتی و ذهنیتی، فرد انتخاب شده، تصور می‌نماید که مردم وی را برگزیده‌اند تا صرفاً مطابق عقاید خودش تصمیم بگیرد!

وراوی :
منطق انتخاب شهردار با مراجعه به آرای مستقیم مردم
 
رضا زرگری محقق و استاد دانشگاههای استان اردبیل در یاداشت خود در خصوص درآمدی بر بحثهای انتخاب شهردار اردبیل گفت: برخلاف تصورات و ادعاهایی که در روزهای اخیر انتشار داده شده، دمکراسی به معنی گزینش افرادی برای اعمال تصدی‌گری از نوع انحصاری و منفک از بدنۀ اجتماعی نیست. چه در دمکراسی از نوع مستقیم و یا در دمکراسی واسطه‌ای و شورایی، هدف انتقال آرای تودۀ مردم و اتصال آن به تصمیم‌گیری‌ها هست و نه این‌که افراد انتخاب شده، خود راساً و در تقابل با نظرات مردمی، به اتخاذ تصمیم بپردازند! بیشتر مواقع در کشورهای جهان سومی، به دلیل فقر مطالعاتی و ذهنیتی، فرد انتخاب شده، تصور می‌نماید که مردم وی را برگزیده‌اند تا صرفاً مطابق عقاید خودش تصمیم بگیرد! و این رویه را نیز دمکراسی می‌داند! حال آن‌که چنین برداشتی، خیالی واهی است. دمکراسی اجزا و شرایطی دارد که مطلقاً با یک «دمکراسی نیم‌بند» نمی‌توان بیان یا جلوه‌ای از آن ترسیم نمود و طبیعتاً بدون الحاق چنین الزاماتی، تنها نمایشی بی‌روح از دمکراسی خواهد بود.
این پایه‌ها در مرحله اول عبارت است از میدان دادن به تمامی داوطلبان انتخاب شوندگی بدون هر گونه مانعی تا بدنۀ اجتماعی در خصوص لیاقت و حقانیت آنان، با آرایی که می‌دهند، قضاوت کنند. آزمایشات مختلف علمی و روانشناسی ثابت کرده که در یک تجمع انسانی، «میانگین‌گیری فکری» و بدون اِعمال تمایز، همواره وزن عقلانیت و صحت بیشتری داشته است.
ضرورت دوم برای استحکام‌بخشی به دمکراسی این است که شرایطی مهیا شود تا در هر لحظه و مرحله‌ای، مردم و فرهیختگان یک جامعه بتوانند عملکرد و حتی خود برگزیدگان را مورد نقد و تحلیل قرار دهند. این کار، عمدتاً از طریق آزادی در انتشار انتقادات، تحلیل‌ها و درج نقطه نظرات در نشریات، رسانه‌های جمعی و حتی در دنیای مجازی ممکن خواهد شد.
بعد از اصل «بیان»، «خروج» نیز از الزامات یک دمکراسی محسوب می‌شود. به این صورت که همواره فضایی امن و مدنی فرآهم شود تا معترضین در هر زمانی و نسبت به هر تصمیمی از سوی منتخبین خود، امکان و فرصت اعتراض داشته باشند. این موضوع باید حتی زمینه‌های لازم را نیز برای برکناری احتمالی این افراد فراهم آورد تا این برگزیدگان، فاقد دامنۀ امنیتی برای تثبیت خودکامگی یا نوعی از فرمانروایی شخصی  در دوران تصدی‌گری شوند. این اصول در رابطه با هر پست و مقام منتج از یک فرآیند انتخاباتی، اهمیت ویژه‌ای دارد.
  فارغ از “منطق انتخاب شهردار با مراجعه به آرای مستقیم مردم” در مقایسه با انتصابی بودن آن از طرف اعضای شورای شهر، رعایت و صیانت از تمامی اصول دمکراسی مناسب‌ترین روش ممکن برای کنترل کیفیت و سلامت تصمیمات در هر شهر و روستا است. تنها مکانیسمی که می‌تواند وسوسه‌های مالی، انگیزه‌های شخصی، حسادت‌ها، خودگنده‌بینی‌، تنگ‌نظری‌ها و کلاً سلسله‌ای از ضعف‌های و تخطی‌های احتمالی را فیلتر و کنترل نماید.
 اصولاً در هیچ دمکراسی‌ای قرار نیست تا انتخاب شوندگان(جدا از مشروعیت داشتن یا نداشتن) خود را قیوم مردم آن شهر تصور کرده و درعین‌حال هم مکرراً دمکراسی و دمکراسی و . .  را بهانه یا زمزمه کنند! درنتیجه، هر برگزیدۀ انتخاباتی، ملزم است تا به افکار عمومی احترام قائل شده و نظر شخصی خود را محوریت محسوب ننماید. از این جهت تشکیل هر کمپینی در این رابطه، پیچیده کردن جایگاه‌ها و ایجاد حاشیه‌های افزون در موازنه‌های دمکراسی معنی خواهد یافت. با رعایت ضوابط و اصول واقعی دمکراسی، همواره ارادۀ مردم در یک جامعه، تجلی و نقش تعیین‌کنندگی داشته و فرصتی برای پیاده کردن اهداف فردی یا گروهی برای هیچ شخصی داده نخواهد شد مگر آن‌که در راستای منافع اجتماعی تشخیص داده شود. درغیر این‌صورت، به ورطه‌ای عقب مانده وارد شده‌ایم که کیفیت و جنس خواسته‌های مردمی را تقلیل داده و پیامدهایی غیرقابل پیشبینی از جمله عدم اعتماد یا اطمینان عمومی، نتیجه آن خواهد بود.
از این روی، با فرض اینکه تمامی ضعف‌های ادعایی برای شهردار سابق را بپذیریم، جانشین وی قطعاً می‌بایستی برتری‌های ملموسی نسبت به وی داشته باشد؛ نه این‌که فرد جایگزین و در مقام مقایسه، تنها با امتیازی اندک در برابر مواردی که انتقادهایی را علیه وی رقم زده، انبوهی از ندانم‌کاری‌های جدیدی را با خود به ارمغان آورد که در کارنامه شهردار سابق مشاهده نمی‌شد! علاوه بر آن‌که در بحث مدیریتی همواره باید روی به پیش‌رفت و شایسته‌سالاری باشیم، ابتدا باید مشخص کنیم که با فردی خاص مشکل داریم یا با اصل «مشکل»! در یک ساختار تثبیت شده، تعویض هیچ مسئولی به تنهایی نمی‌تواند تضمینی برای بهتر شدن اوضاع بوده باشد. مگر آن‌که سیستم‌ها و مناسبات، مورد تحلیل و آسیب‌سنجی قرار گیرد.
 تا زمانی که چیزی به نام «قوام اجتماعی» و«شعور جمعی» در جامعه‌ای نهادینه نشده و ساختارها همچنان معیوب نگه داشته شود، طبیعتاً حتی برای شایستگان احتمالی هم استمراری قابل تصور نیست. در چنین مناطق و مواقعی، بهبود در مدیریت‌ها تنها آرزویی تخیلی خواهد بود و مردمی درمانده و دردمند، بیشتر اسیر تناوب می‌شوند تا تغییر! درنتیجه، مهم نیست که یک شهردار کنار گذاشته شده، بلکه چیزی که اهمیت فوق‌العاده‌ای در این مرحله دارد، اولا اثبات احترام به آرا و شعور جامعه است( فارغ از درست یا غلط بودن) که آن را آینده مشخص خواهد کرد، چه مقدار بدان توجه شده؛ دوماً دقت در شاخص‌های فرد انتخابی جدید است تا بتواند حداقل، مقبولیت و پذیرش اجتماعی شهردار سابق را کسب نماید. مسلماً با بی‌توجهی به این موارد، قطعاً موقعیت هر منتخبی در کنار جایگاه انتخاب کنندگان، از سوی مردم زیر سوال خواهد رفت.
  با تعمق در روند اتفاقات اجتماعی اردبیل، باید متوجه شویم که موضوع، دیگر از صِرف ابقا یا کنارگذاری یک شهردار فرآتر رفته. چرا که در ماه‌های اخیر، جریانی ملموس در باورها و گرایشات مردم ایجاد شده و آن تقویت روحیۀ مطالبه‌گری و همچنین قوام‌یابی «حس تعلق شهری‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌« در نزد آحاد اردبیل‌یان است.  حسی که در گذشته تحت تاثیر مسائلی خاص، بسیار کم‌رنگ شده بود.
این تمایلات با گذر از تعصبات قبیله‌ای یا طایفه‌ای و البته ارتجاعی که سابق براین بدان بیشتر بال و پر داده شده بود، سعادت و منافع مشترک تمامی مردم اردبیل اعم از مرکز شهر، حاشیه‌ها و حتی روستاهای آن را در قالبی واحد و طبیعتاً روشنگرانه، تشخیص داده و افق‌های درخشانی را برای آینده ترسیم می‌نماید. نهایتاً این‌که، مسئله نه حذف شهردار است که به باور اکثریت مردم، هم «حس تعلق شهری» داشته و هم تلاشگر بوده، و نه سنجش حقانیت یا صحت مصوبات شورای شهر است. بلکه توجه و پاسخگویی به این موج اجتماعیست که همچنان روز به روز ابعاد بیشتری از درجۀ تشخیص، قضاوت و واکنش را به خود اختصاص می‌دهد.
هوشمندی و قدرت‌یابی چنین روند مترقی و روی به رشد، تمامی موازه‌های کلیشه‌ای یا سنتی پیشین را به چالش کشیده و هر که در مقابل آن همچنان اصرار به مقاومت با حربه‌هایی عوام فریبانه و یا پوپولیستی داشته باشد، لاجرم حذف خواهد شد.
رفتارهایی که در گذشته و در کشورهایی مرسوم بوده تا هر یابندۀ پست و مقامی، بدون توجه به لیاقتی که می‌توانست داشته باشد، با خودشیرینی‌ها، چایلوسی‌ها و البته لومپنیسم، سعی می‌کرد تا از هر موقعیتی به‌عنوان سکویی برای فرصت‌های جدید قدرت‌یابی استفاده نماید. اما اگر فضای نقد مردمی در هر کشوری، قدرتمند باشد و آستانۀ امنی برای اعضای شورا  و شهرداران فرآهم نشود، هیچ فرد ناتوان یا عاری از صداقت، جرات نخواهد کرد تا خود را درلبۀ تیز انتقادهای ملت قرار دهد. درنتیجه فضا برای مطرح شدن اتمسفر جدیدی از موازنه‌های شخصیتی و اجتماعی مهیا می‌شود.
اگر هدف شورای شهر این بوده باشد که شهردار را عزل و در مقابل، فردی چون شهردار نیویورک، «بیل ده بلزیو» و یا شهردار لندن، «صادق امان خان» را بیاورند، البته که امری مغتنم است. هرچند که همواره رابطه‌ای هم بین ظرف و مظروف در کناراتمسفر مدیریتی، برقرار بوده و «اندازۀ» فرد انتخاب شده، در هر نقطه‌ای متناسب با قدوقوارۀ جامعه و شرایط موجود خواهد بود. اما اگر بعد از چند روز از برکناری هر شهردار در هر شهری یا در هر کشوری، قرار شود تا تعامداً ماراتونی ایجاد شده و به تدریج و گام‌به‌گام تبلیغ، تلاش و یا تبانی شود تا در نهایت این پروسه، «ممش‌قولی» یا «قنبرقولی» نامی که مرتبط با فلان صاحب قدرت است را به رقص درآورند، ریسک بازی با شعور مردم همام کشور یا شهر را به جان خریده‌اند! این نوع از زدوبندهای تصمیم‌گیران که اکثراً در برخی از مناطق عقب‌افتادۀ آفریقایی مکرراً اتفاق می‌افتد، برای جبران دِینی خاص به صاحب قدرتی دولتی و یا با معامله‌ای سیاسی و یا حتی مالی، انجام شده و یک شخصیت بی‌کفایت و آلوده ولی وابسته را با لطایف‌الحیل به خورد ملت‌اشان می‌دهند.
 در دنیای کنونی و در مناطقی که سطح شعور اجتماعی جایگاه مناسبی به خود اختصاص داده، مخصوصاً به مدد تکنیک‌های اطلاع‌رسانی،  دیگر با رنگ و لعاب زدن و یا بزک کردن یک دلقک، نمی‌توانند آن را به راحتی به خورد مردم دهند. حتی  با آویختن یک مدرک دکتر- مهندسی (که مُد روز شده)، بر گردن مبارک چنین فردی، و یا با ارائه سوابقی مانند مدیریت فلان تشکیلات «من‌درآودردی» و یا ارگانی رده چندم، مقدور نیست تا چون شعبده‌بازان، یه یک باره، نام وی را از آستین در آورند! انتخاب چنین اعجوبه‌های تازه به دوران رسیده و«از قبل انتخاب شده»، مسلماً توسط مردمی که هر لحظه از هر اتفاقی مطلع شده و بلافاصله در برابر ضعف‌های مدیریتی واکنش یا حداقل تمسخر نشان می‌دهند، نوعی خودزنی محسوب می‌شود.
  برگزیدگان شورای شهر در هر شهر و دیاری، بایستی بسیار هشیار باشند و البته مراقب، که مسلماً با هر تصمیمی که می‌گیرند، درجۀ درایت، عقلانیت، نوع وابستگی یا عدم وابستگی، و نهایتاً ظرفیت‌های شخصیتی خود را به نمایش گذاشته و معرفی می‌نمایند که نمی‌تواند برای همیشه پوشیده باقی بماند.
به گفته این استاد دانشگاه، مردم همیشه در انتظارند تا عمق ویژگی‌های انتخاب شدگان شورای شهر یا شهرداران را مستمراً محک زده و مورد سنجش و رصد قرار دهند. از این جهت، سنجیده و عاقلانه است تا در هر کشوری، یک فرد آینده‌نگر و باهوش، آیندۀ سیاسی و البته اخلاقی و اجتماعی خود را با هیچ زدوبند یا دلالی .سیاسی یا منشی ضداجتماعی تعویض ننمایند.
پایان
نویسنده: دکتر رضا زرگری
اشتراک گذاری/چاپ خبر

Print this pageEmail this to someoneShare on FacebookTweet about this on TwitterShare on Google+Share on LinkedIn
دیدگاه ها

    دیدگاه شما درباره این خبر

    13 − 3 =